أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

323

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

گفته است . وى مىگويد كه به خط ابن محفوظ ، اين نكته را يافته است كه موكب مصرى در سال 692 ابونمى را براى رفتن همراه آنان به مصر سوگند داده و هزار دينار به او دادند . ابونمى تا ينبع رفت ، اما وقتى خبر مرگ اشرف را شنيد ، برگشت . « 1 » سوگند ابونمى براى رفتن به مصر ، قدرى ضعيف به نظر مىرسد . به نظرم قصد اميرِ موكبِ مصرى آن بوده است تا ميان او و مصر آشتى دهد و ابونمى هم ابتدا راضى شد اما بعداً از رفتن خوددارى كرد ؛ زيرا مرگ اشرف مىتوانست فتنه‌هاى سختى در پى داشته باشد كه در آن صورت بسا وى هم توسط شورشيان آسيبى ديده يا به قتل مىرسيد . بنابراين ترجيح داد باز گردد . از سوى ديگر ، به باور من ، ارتباط ابونمى با يمنىها هم از روى خلوص كامل نبود ، بلكه ارتباطى دوستانه بود كه به ناچار همراه آن دشمنى با مصر و استفاده از مواهب و خيرات و هداياى از يمن قرار داشت . ابونمى همانطور كه از ساير حجاج ماليات مىگرفت ، از يمنىها نيز مىگرفت . او از حجاج يمنى براى هر شتر ، سى درهم و از حجاج مصرى براى هر شتر پنجاه درهم مىگرفت و اجازهء عبور مىداد . « 2 » به نظر مىرسد شرايط مكه به همين صورت شكل گرفت و مكه مملو از حجاج مىشد . از جمله حاجيانى كه در اين سالها به حج آمدند برخى از امراى مملوكى بودند . از آن‌جمله انس فرزند الملك العادل فرزند بيبرس بود كه در سال 694 حج گزارد . در سال 697 الحاكم بامراللَّه عباسى كه پس از حملهء مغولان در مصر مستقر شده بود ، حج گزارد . « 3 » همين طور مادر مستعصم هم در يكى از اين سال‌ها حج به جاى آورد . خيرات اين افراد شامل تمامى ساكنان مكه شده و بخشش‌هاى آنان به بسيارى از خانه‌هاى آن مىرسد . بيش از همه اقدامات مادر مستعصم بود كه اموال فراوانى را پس از يك دوره كه مردم مكه روزگار سختى را گذرانده بودند ، ميانشان انفاق كرد . بارها آرزو

--> ( 1 ) . العقد الثمين ، ج 1 ، ص 464 . ( 2 ) . سمط النجوم العوالى ، ج 4 ، ص 223 . ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 242 .